ماه پنجم و ششم زندگیت

عزیزه دلم، دیگه کم کم روزای سخت زندگیت داره تموم میشه و تو یه دختر هوشیار و زیبا می شی دیگه داری یاد می گیری با عروسکات بازی کنی ،توجهت به اطراف بیشتر شده و موقع بی قراری راحت تر آروم می شی از وقتی وارد شش ماهگی شدی کم کم با کمک من وبابایی نشستن رو تمرین کردی یه چند روزی دوروبرت بالش گذاشتم  بعد دیگه تونستی بدون کمک بشینی و الان داری تمرین چهار دست و پا رفتن می کنی و هر چی دستت میاد می کنی دهنت کم مونده کل خونه رو آب بکشم چند تا از اسباب بازیات ،به خاطر این که شستم خراب شدن و البته دست بابایی درد نکنه که بعضی هارو درست کرده.

بیست روزی می شه که برات غذای کمکی رو آغاز کردم اول با یه قاشق مرباخوری فرنی شروع کردیم که خیلی دوست داشتی یه هفته بعد حریر بادام را اضافه کردیم وهفته بعدش سوپ هم شروع کردیم خدا رو شکر میونت با غذا خوردن خوبه البته این روزا تو بیداری موقع شیر خوردن بازی گوشی میکنی که مجبور میشم تو خواب بیشتر بهت شیر بدم ،وزنت آخر شش ماهگی 8/5کیلو بود وقدت 67سانت


چند تا عکس از پنچ ماهگی

 

 

 

 

 

 


 

 

 

اینجا رفته بودیم اداره مامانی برا کمیسیون پزشکی البته شش ماهت بود

 

 

عکسای شش ماهگیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


/ 3 نظر / 94 بازدید
دانلود آهنگ جديد

سلام دوست من [گل] وبلاگ زيبايي داري. خوشحال ميشم به منم سر بزني و آهنگ و فيلم و سريالهاي جديد رو دانلود کني [قلب] تبادل لينک هم خواستي پايه ام[چشمک] www.takahangha.com

الینا

ماشاالله چه نازه . واااااای خدا

محمد

چه نازه دختر قشنگت . خیلی شبیه برادر زاده ام نیکا هست.